ارز نداریم، عرض می‌کنیم

افسرده‌ترین کشور دنیا شده‌ایم
آواره‌ی پوشک و مقوا شده‌ایم
از غزه و شام بر سر سفره‌ی ما
شرمنده‌ی مدعوین بالا شده‌ایم

 

Advertisements

لحظه‌ی غریبی بود

با دیدگانی غم‌بار در چشمانم خیره شد و گفت «همه‌ی مردا مثل همن؛ اول میگن دوستت دارم و عاشقتم و تو همه‌ی دنیای منی و میخام تا آخر عمر باهات بمونم، ولی به محض اینکه گولت زدن و خودشون رو خالی کردن، ول می‌کنن و میرن» و در حالی که قطرات اشکی را از روی سبیل و ریش خود پاک می‌کرد، در سکوتی شرم‌آگین، نگاه از نگاهم برگرفت.