حمله‌ی غیرعامدانه

واقعیت اینه که اصلا یادم نمیاد چه کسی و چه زمانی این ماجرا رو برام تعریف کرد، حتی شاید اون رو در یک وبلاگی جایی خونده باشم، ولی به هر صورت الان ذهنم رو مشغول کرده و الان نیاز دارم که بیانش کنم.

تعریف می‌کرد:
«سوار تاکسی بودیم، توی یکی از محله‌های پایین شهر تهران. یه جایی رسیدیم که شلوغ‌پلوغ شده بود، انگاری دعوا شده بود. راننده‌ی داش‌مشتی‌طور تا این صحنه رو دید زد کنار، از زیر صندلی یه قمه‌طوری کشید بیرون و پرید وسط دعوا. یه هوار کش‌داری کشید و با قمه زد بازوی خودش رو زخمی کرد. غائله در جا خوابید! انگار مردم ترسیدند این یارو که اینقدر وحشیه و حتی به خودش هم رحمی نداره، چطور ممکنه به ما رحمی داشته باشه…»

دنیا ببینه نظامی که اینقدر وحشیه و حتی به مردم خودش رحمی نداره…

 

کوته‌نوشت به ملکوت فیلتر پیوست

جهت ثبت در تاریخ:

امروز حدود ساعت یک بعد از ظهر، به خبر دوست عزیزی دانستم که اینجا فیلتر شده. در استاتوس جیتاکم نوشتم:

«بسم الرب الشهدا و الصدیقین!
کوته‌نوشت نیز به جمع شهدای فیلترینگ پیوست!‏»

دوستان یکی یکی پیام دادند و تبریکم گفتند. ایمان آوردم که تفکر دولتی مبنی بر اعمال فیلترینگ مغرضانه و بی‌پایه‌ی عقلی و عرفی کارکردی معکوس یافته و نه تنها شرم نیست که مایه‌ی افتخار است؛ همانطور که اغتشاش، همانطور که مخالفت مدنی.

سانسور شدنی این چنینی نه اینکه غم نباشد، لیک آنقدر نیست که ارزش غمگین شدن داشته باشد. ما که برای هر کاری ناچار به استفاده از فیلترشکن هستیم، به روز کردن وبلاگ هم به رویش! عمده ناراحتیم از دست دادن آن گروه خوانندگان عزیزی است که همچنان با اشتراک فید بیگانه‌اند و همیشه صفحه‌ی وبلاگ را می‌گشودند؛ حال به جای کوته‌نوشت، ناچار به خواندن نسخه‌ی تجویز شده‌ی دولتی برای وبلاگستان پارسی هستند. قضاوت نادانسته نمی‌توانم کرد، شاید آن بهتر باشد!

در پایان از تمامی شما گرامیان خواهشمندم پس از این تنها از فید اصلی وبلاگ استفاده کنید:

http://feeds2.feedburner.com/mrbahrami


سپاس
سوشیانس

اعتراض

در اعتراض به انتشار پستی توهین‌آمیز به ساحت قدسی «خداوند» در وبلاگ «کوته‌نوشت»، ضمن محکوم کردن این حرکت غیرمسئولانه و مسببان آن، در حرکتی هماهنگ، از این به بعد به جای «کوته‌نوشت» می‌گوییم: «گلخدا نوشت»!