Posts tagged ‘لذت’

فلسفه

انسانها دو دسته‌اند: آنهایی که به زندگی می‌اندیشند و آنان که از زندگی لذت می‌برند!

January 21, 2010 at 8:46 pm 32 comments

داستانک: ضدحال

صبح با حس خوبی بیدار شده بود، سرشار از نشاط و سرزندگی. در حالی که در آینه از تماشای چهره‌ی بی‌دلیل شاداب‌تر شده‌ی خویش لذت می‌برد با خود زمزمه کرد: «نه! مثه اینکه امروز، روز منه!»
قبراق و سرحال از این آغاز خوشایند، سررسیدش را باز کرد تا کارهای آن روزش را سبک سنگین کند؛ در بخش مناسبتهای تقویم نوشته شده بود: “روز جهانی معلولان کم‌توان ذهنی”!

November 7, 2009 at 9:29 pm 17 comments

درگیر

هر ضربان را “درد”ی است، همچنان که “لذت”ی؛ آنگاه که گوشه‌ی دلت لای دری گیر کرده باشد! 

September 30, 2009 at 9:54 pm 14 comments

ارگـاسـم

“کوه”، اهلش را به “ارگـاسـم” می‌رساند؛ نهایت خستگی در بی‌نهایت لذت.

September 5, 2008 at 6:30 pm 10 comments

لذت‌نویسی

در این روز و روزگار، خواننده تفکر نمی‌خواهد… از لذتها بنویس…

September 1, 2008 at 7:20 am 5 comments

نظربازی

– پیوسته از تماشای انسانهای “ساعی” لذت می‌برم.
– پس نظربازی‌هات رو میری “پارک ساعی” می‌کنی! آره؟!

July 20, 2008 at 12:51 pm 9 comments

داستانک اروتیک

وارد آسانسور شدم. بویی خاص آن فضای کوچک را پر کرده بود. یقین کردم پیش از من، در آنجا خبرهایی بوده. آن بوی عجیب را با هیچ چیز دیگری نمی‌توان اشتباه گرفت، به جرات می‌گویم با هیچ عطر و رایحه‌ی دیگری. به یکباره دلم خواست. از آخرین مرتبه‌ای که آن لذت ناب را مزه مزه کرده بودم، مدتها بود که می‌گذشت. هوس‌باز نیستم ولی به یکباره آتش هوس در درونم شعله کشید. دلم به هم پیچید، بغض در گلوم نشست و چشمانم نمناک شد. تمام وجودم یکپارچه تمنایش را می‌کرد. بوی تمبر هندی دیوانه‌ام کرده بود.

May 28, 2008 at 3:13 pm 16 comments


خوراک کوته‌نوشت

Categories

Archives

Blog Stats

  • 242,224 hits

Feeds


%d bloggers like this: