Posts tagged ‘راه’

من زمینم، تو خزان

نه راهی به پس داری و نه راهی به پیش
در خود فرو می‌روی
بیش…
بیش..
بیش.

November 2, 2016 at 9:55 pm Leave a comment

کل اگر ظریف بودی!‏

درکم نمی‌کنی، به کل اینجا که درک نیست
ما هم‌زبان هم و محتاج دیلماج
سودی ز حرف نیست

برخیز تا رویم
جایی که راهها نهایت به حل رسد
لبخند می‌زنند لبانی به هر زبان
قهر فرشته و دیوها شکستنی است

برخیز می‌رویم، نشانش چه کرده‌ای؟
کو خط واحدش که تو گفتی هزار بار؟
تاکسی خورش کجاست؟
دربستی هم که شد، جهنم بیا بشین!
دعوایی این چنین

پیکان خسته‌ای و سواری شکسته‌تر
فریاد زد چنین:
«درد تفاهم است بدانم من از یقین
دس دس چه می‌کنید که ضرب‌العجل رسید!
تهران-لوزان بشین.»

April 3, 2015 at 12:58 am Leave a comment

کوری

احساس “راه‌نما”یی است که گاه زیاده از حد “بی‌راهه”نمایی می‌کند!

August 31, 2009 at 10:53 pm 9 comments

فراق

راه باز است، جاده… بسته!

April 18, 2009 at 8:13 pm 11 comments

راهکار

نگوییم “فیل‌تر”، بگوییم “چس فیل”!

March 9, 2009 at 9:24 pm 9 comments

صراط المستقیم

راه “راست” را نشانم داد… جاده ای پیچ در پیچ بود!

February 16, 2009 at 6:38 pm 11 comments

بی‌جنبه

تا “راست” می‌کنند، به راه “چپ” کشیده می‌شوند!

November 21, 2008 at 9:00 pm 3 comments

Older Posts


خوراک کوته‌نوشت

Categories

Archives

Blog Stats

  • 242,224 hits

Feeds


%d bloggers like this: