Posts tagged ‘دور’

دورسرگردان

حتی دوربرگردان هم نمی‌تواند هـ(ز)مان را برگرداند! تا دور نزدی برگرد.

November 18, 2016 at 1:19 pm 2 comments

بهترین/بدترین (؟) همراه

دو خط موازی هیچگاه به هم نمی‌رسند… ولی تا بی‌نهایت هم، از یکدیگر دور نمی‌شوند!

May 20, 2016 at 7:42 pm Leave a comment

میدونم نمیشه ولی…‏

عزیز دل بابا
تا چیزی/کسی به قدر کافی از پیش فکر و دلت دور نشده،
از پیش چشمت دورش مکن!
که چون دست دراز کنی و جای خالی‌اش چنگ زنی…
بر جان و روان خودت خواهد نشست.

 

August 2, 2014 at 10:15 pm Leave a comment

غریبگی

“تو”یی که به قدر “شما” دور می‌شود، تیغی است که به حد دریدن به قلب نزدیک می‌شود.

May 26, 2010 at 11:09 pm 8 comments

یاد

دستانم،
لبانم،
دیدگانم،
دور زمانی است این همه پاک شده است…
درد آنجاست که “سر”
همچنان “بو”ی تو دارد!

November 19, 2009 at 9:58 pm 9 comments

فاصله

دوری و دوستی‌ات نمی‌خواهم؛ دشمنم باش لیک در کنارم…

April 9, 2009 at 9:54 pm 8 comments

پیرمرد

– نه آقا! دور از جونتون! خدا نکنه!
– ای بابا! خبر نداری! خدا کارش “کردن”ه! …

April 6, 2009 at 8:25 pm 4 comments

Older Posts


خوراک کوته‌نوشت

Categories

Archives

Blog Stats

  • 242,357 hits

Feeds


%d bloggers like this: