Posts tagged ‘در’

در اخلاق بزرگان

به پیری بدان پایه از فرزانگی رسیده بود که علامه‌ی دهر می‌دانستندش و جواب هر سئوال از او طلب می‌کردند و همه می‌ستاندند. لیک پرسشی بود که پاسخش هیچ ندانست و اجل فرارسید و باز هم ندانست و با همه حکمتی که داشت، در جهل، چشم از جهان فروبست.
«چون در خلا جلوس کردی و کسی بر درش دق‌الباب کرد، چه باید پاسخ گفت؟»
Advertisements

June 1, 2010 at 10:40 am 7 comments

درگیر

هر ضربان را “درد”ی است، همچنان که “لذت”ی؛ آنگاه که گوشه‌ی دلت لای دری گیر کرده باشد! 

September 30, 2009 at 9:54 pm 14 comments

کوهستان

پایی که به “کوه” باز شده، به “در” بسته نمی‌شود.

December 15, 2008 at 10:19 pm 1 comment

شاه‌کلید

تنها قفلی که به این “شاه‌کلید” باز نشد، قفل در “فلب” تو بود.

November 9, 2008 at 9:51 pm 9 comments

سمج

درِ “دل”م را بسته بودم… از “سوراخ” جورابم وارد شد!

October 30, 2008 at 5:03 pm 6 comments

ایمان

پشت درِ اتاق عمل… جایی که همه مومن و مسلمان می‌شوند!

August 1, 2008 at 2:20 pm 5 comments

عافیت

قدر عافیت کسی داند که با مثانه‌ی پر، پشت در مانده باشد!

July 27, 2008 at 3:49 pm 6 comments

Older Posts


خوراک کوته‌نوشت

Categories

Archives

Blog Stats

  • 242,814 hits

Feeds


%d bloggers like this: