Posts tagged ‘جهان’

دشمن سبزه‌ها

به شکنجه‌ی جلادان خویش
می‌کُند زرد روی جهان
می‌کُند خون، دل گل و بستان
می‌دَرد دانه دانه برگ امید
پادشاه فصلها…

 

November 14, 2012 at 2:38 pm Leave a comment

آ…زاده‌ای

جهان سوم جایی است که اگر خودسانسوری نکنی، سانسور تو را می‌…ند.

 

July 23, 2012 at 12:03 pm 1 comment

جهان سوم

جایی است که مردمانش هیچ کار خاصی نمی‌کنند ولی همیشه خسته‌اند.

August 29, 2010 at 11:25 am 3 comments

در اخلاق بزرگان

به پیری بدان پایه از فرزانگی رسیده بود که علامه‌ی دهر می‌دانستندش و جواب هر سئوال از او طلب می‌کردند و همه می‌ستاندند. لیک پرسشی بود که پاسخش هیچ ندانست و اجل فرارسید و باز هم ندانست و با همه حکمتی که داشت، در جهل، چشم از جهان فروبست.
«چون در خلا جلوس کردی و کسی بر درش دق‌الباب کرد، چه باید پاسخ گفت؟»

June 1, 2010 at 10:40 am 7 comments

داستانک: ضدحال

صبح با حس خوبی بیدار شده بود، سرشار از نشاط و سرزندگی. در حالی که در آینه از تماشای چهره‌ی بی‌دلیل شاداب‌تر شده‌ی خویش لذت می‌برد با خود زمزمه کرد: «نه! مثه اینکه امروز، روز منه!»
قبراق و سرحال از این آغاز خوشایند، سررسیدش را باز کرد تا کارهای آن روزش را سبک سنگین کند؛ در بخش مناسبتهای تقویم نوشته شده بود: “روز جهانی معلولان کم‌توان ذهنی”!

November 7, 2009 at 9:29 pm 17 comments

کوچک

جهان کوچکی است… ما و شما کوچکتر از اینها.

July 10, 2008 at 5:33 pm 1 comment


خوراک کوته‌نوشت

Categories

Archives

Blog Stats

  • 241,833 hits

Feeds


%d bloggers like this: