در اخلاق بزرگان

به پیری بدان پایه از فرزانگی رسیده بود که علامه‌ی دهر می‌دانستندش و جواب هر سئوال از او طلب می‌کردند و همه می‌ستاندند. لیک پرسشی بود که پاسخش هیچ ندانست و اجل فرارسید و باز هم ندانست و با همه حکمتی که داشت، در جهل، چشم از جهان فروبست.
«چون در خلا جلوس کردی و کسی بر درش دق‌الباب کرد، چه باید پاسخ گفت؟»

7 thoughts on “در اخلاق بزرگان

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s