افتادن

April 25, 2009 at 8:36 pm 20 comments

“افتادن” فی‌نفسه دردناک است!
“به”یادت افتادن، “دردناکتر”…
“از” یادت افتادن، “دردناکترین”.
Advertisements

Entry filed under: کاریکلماتور. Tags: , , , , , .

بوسه داستان کوتاه: قول

20 Comments Add your own

  • 1. hyena  |  April 25, 2009 at 9:07 pm

    به یادت که می افتم
    می لرزه دل و دستم

    Like

    Reply
  • 2. تنبل  |  April 25, 2009 at 10:07 pm

    ذهن بسیار خلاقی داری؛ تبریک می گم و خوشحالم از اینکه با این وبلاگ آشنا شدم.

    Like

    Reply
  • 3. diisignotis  |  April 26, 2009 at 12:11 am

    😦

    Like

    Reply
  • 4. Mister Vav  |  April 26, 2009 at 11:16 am

    Nice

    Like

    Reply
  • 5. پیروز  |  April 26, 2009 at 11:37 am

    Great !

    Like

    Reply
  • 6. محبوب  |  April 26, 2009 at 12:57 pm

    very original

    Like

    Reply
  • 7. Saba  |  April 26, 2009 at 1:58 pm

    aaaaaali, merc.

    Like

    Reply
  • 8. Drago  |  April 26, 2009 at 4:14 pm

    اگه درد کشیدنو دوست داشته باشی چی؟

    Like

    Reply
  • 9. آشوک  |  April 26, 2009 at 7:30 pm

    نیفتادن هم که وجود خارجی نداره، بدبختی
    .
    .
    ()

    Like

    Reply
  • 10. سوم شخص  |  April 27, 2009 at 11:40 am

    nice

    Like

    Reply
  • 11. رها  |  April 27, 2009 at 12:30 pm

    بی نقص و دلچسب

    Like

    Reply
  • 12. آذربایجان قیزی  |  April 27, 2009 at 7:43 pm

    سومیش بدجوری دردناک بود انصافن

    Like

    Reply
  • 13. بهاره  |  April 27, 2009 at 8:59 pm

    عین این جمله را جناب سورئالیست در فیس بوکشان نقل کرده اند
    من مانده ام این ذهن خلاق و جمله خلاقانه از آن کدام یک از شما عزیزان است؟

    Like

    Reply
    • 14. Soshyans  |  April 27, 2009 at 11:31 pm

      سورئالیست عزیز، استاد و الگوی ماست و به شخصه همیشه تحسین گر ذهن و قلم ایشان بوده ام.
      تاریخ نوشتار بی شک ملاک اصلی است -گرچه نوشته‌ی ایشان را نخوانده‌ام و سپاسگزار خواهم شد اگر لینکش را برایم بفرستید- ولی تا آنجا که از خود مطمئنم، این جمله ها از آن من است و در اتوبوس هنگام برگشتن به خانه از روزی پر کار و پرخستگی، در ذهنم شکل گرفت. شباهت نوشته‌ها اگر بیش از معمول باشد، احتمال قریب به یقین، افتخاری است که از همسویی ذهن من کمترین با جناب سورئالیست نصیب اینجانب گشته و چیزی بیش از اتفاق نیست.

      سپاس
      سوشیانس

      Like

      Reply
  • 15. بهاره  |  April 27, 2009 at 11:49 pm

    فروتنی و وسعت نظر شما برایم ستودنی است و خوش حالم در داشتن خوراک به گنجینه ای دست یازیدم که نه تنها سطور آن ارزشمند بلکه راقم سطور نیز در خور ستایش است
    جناب سورئالیست اصل همین مطلب را در ابتدای صفحه فیس بوکشان گذاشته اند من تنها کاری که کردم جسارتا عین لینک این پست شما را در ذیل همان مطلب گذاشتم
    برای دیدن صفحه عضویت سورئالیست عزیز شما می بایست عضو فیس بوک باشید
    از اینکه در نهایت متانت و فروتنی برخورد کردید سپاسگذارم
    http://www.facebook.com/home.php?#/profile.php?id=613281077&ref=ts

    Like

    Reply
  • 16. مسیح بر کوه زیتون  |  April 29, 2009 at 8:07 pm

    میگم دیگه برو تو خط اینکه جمله هاتو با طلا بنویسی.

    Like

    Reply
  • 17. چكاوك  |  April 30, 2009 at 10:39 pm

    دلم گرفت

    Like

    Reply
  • 18. فريبا  |  May 2, 2009 at 2:48 pm

    گل گفتي….

    Like

    Reply
  • 19. nanaz  |  July 8, 2009 at 7:33 pm

    مثل همیشه عالی بود

    Like

    Reply
  • 20. somaye  |  July 27, 2009 at 4:32 pm

    همه ی نوشته هاتون عااالیه. جدا تبریک میگم. من از طریق وبلاگ یکی از دوستان به اینجا اومدم و خوشحالم از این بابت.

    Like

    Reply

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


خوراک کوته‌نوشت

Categories

Archives

Blog Stats

  • 242,976 hits

Feeds


%d bloggers like this: