نی نی

آن گاه که آن کودک کوچک و شیرین -که مطمئن نیستم خانم کوچولو بود یا آقا کوچولو- در آغوش مادرش -که کمینه یک سر و گردن از من کوتاه‌تر بود- با انگشت اشاره نشانه‌ام رفت و گفت: «نی نی!»… چه حس شیرینی…
Advertisements

4 thoughts on “نی نی

  1. درک می کنم … یه جسم ژله ای رنگ اون ته دل آدم می لرزه و سینه آدم خنک می شه . اونوقته که یه لبخند داره روی لبات تبخیر می شه !

    Like

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s