Posts tagged ‘زندگی’
یک سال دیگر به مجموع سالهای زندگیم جمع و از مجموع سالهای زندگیم تفریق شد!
“کوتهنوشت” نیز سه ساله شد!
May 18, 2011 at 10:30 pm
آنچه در زندگیمان کم داریم “عشق” نیست، “اراده” است.
December 4, 2010 at 8:48 pm
به جای آنکه همه عمر در جستجوی آدم زندگیت باشی، با آدمهایی که در زندگیت داری، زندگی کن.
September 28, 2010 at 11:06 pm
قویترین عضو بدن، ت…م چپ است؛ که هرباره همهی بار زندگی را حوالهاش میکنیم ولی هیچ ککش هم نمیگزد!
May 21, 2010 at 11:15 am
زندگی درخشش اندک شادیهای کوچک است در جریان سیاه انبوه غمهای بزرگ.
May 17, 2010 at 9:59 pm
انسانها دو دستهاند: آنهایی که به زندگی میاندیشند و آنان که از زندگی لذت میبرند!
January 21, 2010 at 8:46 pm
دو گروه از مردان هیچگاه به زندگی عادی باز نخواهند گشت؛ آنان که به “جنگ” رفتهاند و آنان که “عاشق” شدهاند.
November 22, 2009 at 10:35 pm
دلی که هنوز به “طراوت” زندگی “گرم” است، جای مناسبی برای نگاهداشتن “حرف” نیست؛ آخر حرف در زمرهی مواد “فاسدشدنی” است!
October 17, 2009 at 10:17 pm
- مگه نرفتی پی زندگی خودت؟… پس چرا این همه به یاد من میای؟!
March 1, 2009 at 10:18 pm
“یلدا”ی زندگیام بود که به “سحر” نرسید.
December 20, 2008 at 9:56 pm
“شست”ی که “دههی شصت” به زندگیمان حواله کرد…
September 24, 2008 at 6:55 pm
درست که زندگی همین یکی- دو روز است ولی این یکی- دو روز، همهی زندگی نیست.
July 19, 2008 at 9:38 pm
هنوز عطر وجودت در گوشه گوشهی مشامم جاری است، ای متعفنترین پارهی زندگیام.
May 24, 2008 at 6:02 pm
سر و ته زندگی را که جمع کنی به مرگ میرسی.
May 22, 2008 at 11:33 pm
تقاص یک بار درد زایمانی که به مادرمان تحمیل کردهایم، تحمل یک عمر درد زاییده شدنی است که زندگی میکنیم.
May 17, 2008 at 3:21 pm
Categories
Archives
Feeds
Recent Comments