Posts Tagged دوست
دیدار
چه بسیار آرزوهای “سخت”ی که به “ساده”گی دیدار دوست، برآورده میشوند…
15 comments March 27, 2009
زوری
در 4 سالگی:
- مامان جان… برو جیشتو بکن یه وقت تو شلوارت جیش نکنی ها!
- به خدا جیش ندارم… مگه جیش داشتن زوریه؟!
- مامان جان… برو جیشتو بکن یه وقت تو شلوارت جیش نکنی ها!
- به خدا جیش ندارم… مگه جیش داشتن زوریه؟!
در 24 سالگی:
- مامان جان… کیس خوبیه ها! دیگه مثه این گیرت نمیاد ها!
- نمیخوام. دوستش ندارم… مگه دوس داشتن زوریه؟!
- مامان جان… کیس خوبیه ها! دیگه مثه این گیرت نمیاد ها!
- نمیخوام. دوستش ندارم… مگه دوس داشتن زوریه؟!
4 comments June 12, 2008