Posts filed under ‘Uncategorized’
کوتهنوشت به ملکوت فیلتر پیوست
جهت ثبت در تاریخ:
امروز حدود ساعت یک بعد از ظهر، به خبر دوست عزیزی دانستم که اینجا فیلتر شده. در استاتوس جیتاکم نوشتم:
«بسم الرب الشهدا و الصدیقین!
کوتهنوشت نیز به جمع شهدای فیلترینگ پیوست!»
دوستان یکی یکی پیام دادند و تبریکم گفتند. ایمان آوردم که تفکر دولتی مبنی بر اعمال فیلترینگ مغرضانه و بیپایهی عقلی و عرفی کارکردی معکوس یافته و نه تنها شرم نیست که مایهی افتخار است؛ همانطور که اغتشاش، همانطور که مخالفت مدنی.
سانسور شدنی این چنینی نه اینکه غم نباشد، لیک آنقدر نیست که ارزش غمگین شدن داشته باشد. ما که برای هر کاری ناچار به استفاده از فیلترشکن هستیم، به روز کردن وبلاگ هم به رویش! عمده ناراحتیم از دست دادن آن گروه خوانندگان عزیزی است که همچنان با اشتراک فید بیگانهاند و همیشه صفحهی وبلاگ را میگشودند؛ حال به جای کوتهنوشت، ناچار به خواندن نسخهی تجویز شدهی دولتی برای وبلاگستان پارسی هستند. قضاوت نادانسته نمیتوانم کرد، شاید آن بهتر باشد!
در پایان از تمامی شما گرامیان خواهشمندم پس از این تنها از فید اصلی وبلاگ استفاده کنید:
http://feeds2.feedburner.com/mrbahrami
سپاس
سوشیانس
سالگرد
سالهای عمر من که از شمار گذشته و یکی کمتر و بیشترش جز به درد پیامآور مرگ نمیخورد –که ایمانیام خود به خوبی میداند و میشماردشان!- پس به این دردانه فرزند ذهنیام بپردازم که امروز درست دو سالش تمام شده (بخوانید: پست ارسالی سالگرد اول) و بهقاعده باید تازه ابتدای حرکتش باشد؛ مشروط که توان پروراندنش به ذهن ظریف و خلاقیت نحیفم باقی باشد و البته اگر مدعیالعموم(!) بگذارند و قصد عبور لشکر ابرهه از کعبهاش در سر نپرورانند!
از طرفی، این درست سیصد و شصت و پنجمین پستی است که در کوتهنوشت منتشر شده است –بدون در نظر گرفتن دو پستی که منتشر و به دلیل شباهت فراوان به نوشتههای سایر دوستان، حذف شد- و به قولی این اولین سال پُستی کوتهنوشت است؛ یعنی در دو سال حیاتش، به قدر یک سال محتوایی زندگی کرده است، با میانگین هر دو روز، یک مطلب جدید. حال اینکه چقدر از این عمر کوتاه، به فایده بوده و چقدرش به هدر رفته، خود میدانید و شما!
از محضرتان خواهشی دارم که اگر کوتهنوشت را قابل بدانید، به این سالروز زادروزش هدیهاش دهید و این، چیزی نخواهد بود مگر استفاده از فید اصلی وبلاگ (اینجا) و حذف فیدهای فرعی دیگر که خوب میدانید لذت نوشتن در خوانده شدن است و دیدن بازخورد مطالب؛ که این همه اگرچندتکه شود و هر تکه به فیدی، چون نامهی عزیزی است که پاره پاره شده است.
—
سپاس
سوشیانس
سالگرد
یک سال گذشت و یک سال کوتهنوشتههایم را تحمل کردید. بارها از نوشتههایم سوء تعبیر شد و بارها معنا آنچنان پوشیده بود که گمانم کمتر کسی مغز کلام را دریافت! بارها خوشحال شدم و بارها غمگین و حتی یک بار از برخورد عجیب بعض دوستان آنچنان دلم گرفت که فکر تعطیلی اینجا فاصلهای تا خطور به ذهنم نداشت! ولیک دوستان صدیق و حمایت پیدا و پنهانشان منصرفم کرد و چه بد کرد!
از تک تک دوستانی که پیوسته یا گسسته همراهیام کردند سپاسگزارم. عزیزانی که پیوسته نظراتشان، مکمل و متمم و گاه معلم “کوتهنوشت”هایم بود. یک بار دوستی برایم کامنتی گذاشت و گفت: «پست فلانت رو خوندم، خودش هیچی ولی نظراتشان عالی بود!» و غیر از این هم نیست. چه بسیار بارها که به نویسندهی این نظرات ایمیل زدم و خلاقیتشان را تحسین کردم. جز سپاستان، چه میتوانم گفت؟
سخن کوتاه میکنم که گرچه کوتهنویسم، لیک اگر دست دهد، متاسفانه از هنر روده درازی هم بینصیب نیستم!
به قول دوستان: «غرض مزاحمت بود، که حاصل شد!»
—
سپاس
سوشیانس
یکصد
در این مدت، به جز چندباری که اضافه کاری کردم، به قرار هر روزه، به اندازهی یک خط از وقتتان گرفتم. امید که ببخشید و سپاسم را به خاطر حسن همراهیتان بپذیرید. نیز تشکر مخصوص دیگری برای آن سی و چهار دوست عزیزی که قابل دانستند و علاوه بر این صفحهی اصلی، سری هم به قسمت “درباره” زدند و شرمنده که ره به ناکجا بردند و جز پیغام پیشفرض وردپرس، چیز دیگری نیافتند! و سرانجام امتنان ویژهی قلبی من برای آن دوست عزیز و بزرگواری که لطف نمود و برای این صفحهی خالی، حتی کامنتی نیز از خود به یادگار نهاد!
این صدمین پست را بهانهای قرار دادم برای عرض ادب و تشکر و عذرخواهی بابت آن صفحهی خالی که دیگر خالی نیست! سرانجام “کوتهنوشت” هم “درباره“دار شد!
همین.
Recent Comments