داستانک: ضدحال
November 7, 2009
صبح با حس خوبی بیدار شده بود، سرشار از نشاط و سرزندگی. در حالی که در آینه از تماشای چهرهی بیدلیل شادابتر شدهی خویش لذت میبرد با خود زمزمه کرد: «نه! مثه اینکه امروز، روز منه!»
قبراق و سرحال از این آغاز خوشایند، سررسیدش را باز کرد تا کارهای آن روزش را سبک سنگین کند؛ در بخش مناسبتهای تقویم نوشته شده بود: “روز جهانی معلولان کمتوان ذهنی”!
Entry Filed under: داستانک. Tags: قبراق, لذت, مناسبت, معلول, معلولان کمتوان ذهنی, چهره, نشاط, آینه, آغاز, بیدلیل, بیدار, تقویم, جهان, حس, خوب, خوشایند, داستانک, ذهن, روز, روز جهانی, زمزمه, سنگین, سبک, سرحال, سررسید, سرزندگی, سرشار, شاداب, صبح, ضدحال.
15 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
امین | November 7, 2009 at 9:59 pm
مهم اینه که یه روز مال اونه
!
2.
me | November 7, 2009 at 11:34 pm
!!!!!!!!!!! چشمک
3.
بیش فعال | November 8, 2009 at 12:56 am
آخ جون. بالاخره روز ما هم رسید.
4.
زری | November 8, 2009 at 8:13 am
رئالیست عالی مستدام!!!
5.
زودياك | November 8, 2009 at 4:39 pm
خدائيش عجب ضد حالي بود! نامرد يه رحمي مروتي هم به خرج ميدادي بد نمي شد.
6.
سه ملاقه دار | November 8, 2009 at 4:49 pm
مثل این می مونه که کسی پیام ضد حال بفرسته نه؟
7.
نوید | November 8, 2009 at 10:19 pm
ایول! ایول!
)))))))))))))))
8.
Fatemeh | November 8, 2009 at 10:42 pm
مگه نمیشه چند تا مناسبت کاملا جدا از هم بیفته یه روز؟؟
9.
Mimimal | November 9, 2009 at 1:57 am
عجب شانسی
10.
Alia | November 10, 2009 at 12:14 am
قیافیه ی بعدشم مجسم میکردی خوب بود!
11.
سی پید | November 11, 2009 at 2:32 pm
مگه فرقی میکنه چه روزی باشه وقتی آدم شاده؟
12.
Drago | November 11, 2009 at 4:38 pm
بستگی به ادامه اش داره,تا اینجا که روز روزش نبوده
13.
coldyears | November 11, 2009 at 4:52 pm
پس كلي با خودت حال كردي!
14.
koromozome na maloom | November 11, 2009 at 11:02 pm
bichareeeee
15.
mahbub | November 12, 2009 at 7:54 am
قشنگ بود!ا