تلافی

October 27, 2009

پروردگارا!
قدرتی ده مرا
تا سرانجام، روزی به “بند”ت کشم
که بدانی
درد “بندگی” را!

Entry Filed under: ادیبانه. Tags: , , , , , , .

15 Comments Add your own

  • 1. Portable Soul  |  October 27, 2009 at 10:58 pm

    قدر نشناسیه
    اما عجیب قشنگه

    Reply
  • 2. koromozome na maloom  |  October 28, 2009 at 12:14 am

    یاد مناجاتای خواجه عبد ا…انصاری افتادم

    Reply
  • 3. 1imeslehame  |  October 28, 2009 at 12:16 am

    احتمالا خدا هم آن روز پاسخ میدهد اگر تو بندگی کردی بیا تا منم بندگی کنم!

    Reply
  • 4. Mimimal  |  October 28, 2009 at 1:44 am

    اگر معرفت داشته باشه

    Reply
  • 5. زری  |  October 28, 2009 at 9:04 am

    :(

    Reply
  • 6. زودیاک  |  October 28, 2009 at 11:53 am

    من این قدرت رو دارم!!

    Reply
  • 7. Calabros  |  October 28, 2009 at 12:10 pm

    ای تف تو گیومه فونت تاهما

    Reply
  • 8. زری  |  October 28, 2009 at 2:44 pm

    خواندن متن فوق برای افراد معمولی و سطحی ممــــــــــــــــنوع می باشد!!
    *****************************************************************************
    پی نوشت: نویسنده روابط نوع سوم با معبود دارد

    Reply
  • 9. پروین  |  October 28, 2009 at 10:33 pm

    به ستیز و تلافی برخواسته ای!

    Reply
  • 10. مسیحا  |  October 29, 2009 at 12:29 am

    لطف الهی بکند کار خویش
    مژده رحمت برساند سروش
    این خرد خام به میخانه بر
    تا می لعل اوردش خون به جوش
    گرچه وصالش نه به کوشش دهند
    هر قدر ای دل که توانی بکوش
    لطف خدا بیشتر از جرم ماست
    نکته سر بسته چه دانی خموش
    ———————————-
    درخشان چون گذشته….سربلند باشی
    یا علی


          

    Reply
  • 11. mahbub  |  October 29, 2009 at 7:43 am

    اونوقت چی میشه مثلا؟
    :)

    Reply
  • 12. me  |  October 29, 2009 at 1:16 pm

    !!! به به

    آقا این عرشو میلرزونی ، نمیگی پس لرزه هاش خراب میشه رو سر ماهایی که پاهامون لنگه؟

    یا … میگی؟؟

    Reply
  • 13. مسیح بر کوه زیتون  |  October 29, 2009 at 3:02 pm

    عقده ای نباش.

    Reply
  • 14. samane  |  October 29, 2009 at 5:38 pm

    آخ گفتی !!!!!!!!!!
    من که این روزا دلم خیلی ازش پره!

    Reply
  • 15. Anahita  |  November 2, 2009 at 12:13 pm

    اینقدر راحت و زیبا گفتی که دلم نیومد چیزی ننویسم
    فقط یه چیزی شاید خدابتونه بندگی کنه ولی آیا ما هم قادر به خدا بودن و خدایی کردن هستیم ؟
    مشکلش اینجاست !!!!!!!!!!! درست که فکر کنیم خدا بودن سخت تر از بنده بودن ، اون هم از مدل بنده های امروزی
    یه عالمه آدم هم هستن که احساس خدا بودن می کنن ، تعدادشون تو کشور ما از همه جای دیگه بیشتره ، البته تمام تلاششون اینه که از بین فرشته ها از عزراییل بیشتر استفاده کنن تا نطق هیچکی در نیاد

    Reply

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


خوراک کوته‌نوشت

Recent Posts

Top Posts

Recent Comments

Tags

آب امید انتخابات بهانه بوسه تنها تنهایی حرف خانم خدا خواب خوب دختر در درد دست دل دلتنگی دوست راه رنگ روز زندگی سر سنگین سکوت سیاه شب عاشق عشق غصه فرق فکر قلب لذت مادر مرد مرگ وبلاگ پا پر چشم کار کوته‌نوشت یاد

Blogroll

ناوردپرسی‌ها

Archives

تماس با من

bahrami@gmail.com

Blog Stats

Feeds