قرار
February 22, 2009
“بیقرار” بود که “قرار” بگذاریم، “قرار” گذاشتیم که “بیقرار” نباشد…
Entry Filed under: کاریکلماتور. Tags: قرار, بیقرار.
12 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
پروين | February 22, 2009 at 10:02 pm
چي شد؟
پيچيد
2.
ليلا | February 23, 2009 at 9:57 am
كار خيلي خوبي كرديد….
3.
mahdi | February 23, 2009 at 12:59 pm
بپاحالا اين قدر قرار مدار گذاشتي قاطي نشه…….
4.
alfred | February 23, 2009 at 11:30 pm
زیبا، طبق معمول
5.
علیرضا | February 24, 2009 at 3:36 am
حتمن آخرش فرار را بر قار ترجیح داد!
6.
علیرضا | February 24, 2009 at 3:36 am
حتمن آخرش فرار را بر قرار ترجیح داد!
7.
محبوب | February 24, 2009 at 8:29 am
سر قرار اومد؟
8.
مسیح بر کوه زیتون | February 24, 2009 at 9:51 am
و وقتی گفتیم حرفهایت را بگو آنچنان بی حرف مانده بود که گویا از اول حرفی نداشته!
9.
alipayandeh | February 24, 2009 at 11:57 am
موفق باشی
یک نفر یه گوشه از دنیا خوشحال می شه بهش سر بزنی
10.
منصور | February 25, 2009 at 12:10 am
kheili bad va zesht minivisi. nanevis dge. na hala jedi in che gohi bud? tanz bud jedi bud goh bud chi bud?
11.
لوکارلی | February 25, 2009 at 12:25 am
ننویس تا بره. گه می نوشتی بهتر بود. موافقم با قبلی. نه خدایی ریدیا
سگ با تو قرار می گذاره
این موهای دومادیتو درست کن
نه حالا جدی فکر میکنی خوب می نویسی
مثلاً الان این قرار خیلی خنده دار بود یا مفهومی بود
نوشته های قبلیت هم بدتر اندر بدتر
با کلمات مثلاً بازی کردی تضاد بوجود اوردی؟
ریدم تو تضادی که تو به وجود بیاری
ریدی تو ارایه ی ادبی رفته
12.
مريم | April 11, 2009 at 11:14 am
ولي
قرار نبود با اين قرار ، مرا بي قرار كند