بیمارستان
December 28, 2008
- خب… حالا حالت چطوره؟
- الحمدلله، شکر!
- این “شکر”ی که تو گفتی، از صد تا “فحش” خواهر مادر برای خدا بدتر بود!
- الحمدلله، شکر!
- این “شکر”ی که تو گفتی، از صد تا “فحش” خواهر مادر برای خدا بدتر بود!
Entry Filed under: گفت و شنفت. Tags: فحش, مادر, الحمدلله, بیمار, بیمارستان, خواهر, خدا, شکر, صد.
9 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
sina | December 28, 2008 at 11:33 pm
الحمدلله، شکر چه وبلاگ جالببی!
2.
نیک نگار | December 29, 2008 at 8:03 am
باحال بود ولی باور کن بعضی از ما هر بلایی هم که سرمون بیاد باز شکرگزار هستیم از بس که معتقد به خدا و خواست خدا هستیم!
3.
darda | December 29, 2008 at 11:39 am
به خدا ديروز زير سرم بودم
4.
holy Killer | December 29, 2008 at 5:23 pm
حقشه خدا
5.
pakravan | December 30, 2008 at 12:21 am
جالب انگیز ناکس
6.
shahriar | December 30, 2008 at 11:32 am
پسر تو آدم بشو نیستی
کارت از تحریم و این صحبت ها هم گذشته
هر چه دل پرت می خواهد بنال
7.
پروین | December 30, 2008 at 8:36 pm
ای آقا! گوش خدا پر از این فحش ها
8.
tookaa | December 31, 2008 at 12:02 am
اون چیزناله ئ وقت گفتنشو بگو .. خودش همونه که گفتی….لایک
9.
نام؟ | February 20, 2009 at 11:55 pm
خب بگه خوبم خوبه؟ وقتي خوب نيس چرا دروغ بگه؟ اين بهتره يا اون؟