دهنی

July 29, 2008

پس از دو ساعت مغازله و بوسه‌بازی و معاشقه، وقتی در لیوانی که با آن آب خورده بود برایش آب ریخت، در جواب “بفرمایید عزیزم” شنید: «اَه… توی لیوان دهنی خودت؟!»

Entry Filed under: چیزنوشت. Tags: , , , , , , , .

9 Comments Add your own

  • 1. hafez  |  July 29, 2008 at 4:38 pm

    chie khob?manam intoriam…

    Reply
  • 2. کتايون  |  July 29, 2008 at 6:38 pm

    manam mahale az livane kase digeie estefade konam.shayad yek joor vasvase.

    Reply
  • 3. cutlas  |  July 30, 2008 at 2:19 am

    وقتي ميزنه بالا، تف و دهن حاليش نميشه لا مصب.
    آقا شرمنده كرديد

    Reply
  • 4. opium  |  July 30, 2008 at 3:25 pm

    خوب راست می گفت خوب

    Reply
  • 5. ژوليان  |  July 30, 2008 at 3:47 pm

    محشر بوووووووووووووووووووووووووووووود!! :) )

    Reply
  • 6. tookaa  |  July 31, 2008 at 1:21 am

    لیوان دهنی ، دهنیه .. مسائل رو قاطی نکن ..

    Reply
  • 7. محبوب  |  July 31, 2008 at 6:55 am

    بهش گفتند از لیوان دهنی نخوره نگفتند که …ا

    Reply
  • 8. علیرضا حسینی  |  September 6, 2008 at 4:29 pm

    عجب، این دیگه از اون حرف‌هاست

    Reply
  • 9. سمن  |  September 3, 2009 at 7:23 am

    یک لحظه فکر کردم شما هم اونجا بودی ما رو دیدی.دلم ریخت.

    Reply

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


خوراک کوته‌نوشت

Recent Posts

Top Posts

Recent Comments

Tags

آب امید انتخابات بهانه بوسه تنها تنهایی حرف خانم خدا خواب خوب خوبی در درد دست دل دلتنگی دوست راه رنگ روز زندگی سر سنگین سکوت سیاه شب عاشق عشق غصه فرق فکر قلب لذت مادر مرد مرگ وبلاگ پا پر چشم کار کوته‌نوشت یاد

Blogroll

ناوردپرسی‌ها

Archives

تماس با من

bahrami@gmail.com

Blog Stats

Feeds