شب
July 18, 2008
به اتکای یک دانه شمعی که داری، روزت را شب مکن.
Entry Filed under: کاریکلماتور. Tags: اتکا, دانه, روز, شمع, شب.
5 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
محبوب | July 18, 2008 at 8:07 am
بسیار حکیمانه فرمودید
ضمنا در پ.ن. روش روز را به شب رساندن با رسم شکل توضیح دهید
2.
امیدانه های امید | July 18, 2008 at 10:18 am
و شاید به اتکای آن شمع … شبی را صبح کردن
3.
tookaa | July 19, 2008 at 9:10 am
شب تو راهه .. با اتکا و بی اتکا
4.
امیر - انقضــــا | July 19, 2008 at 11:53 am
پس شب مان را روز می کنیم
!
5.
قلم | July 21, 2008 at 12:40 pm
139..
شب من با هزاران شمع هم
روشن نمی شود
بیهوده تلاش مکن
هباد سردی که می وزد
نه دستی برایت گذاشته است و نوری
.
که بیرون برف و بوران و تگرگ است
ارادت..