آغازین سخن
May 17, 2008
امروز بیست و هشتم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت، روزی است که به گواهی گاهشمار، بیست و چهارمین زادروز من است. به این سرا هیچ سر زیاده گویی ندارم که نامش “کوتهنوشت” است؛ هرچند که هنوز شایدی به ماندگاری نامش هست. کوته سخن آن که این تارنگار نو، پیشکشی است از من به من که در آغاز سومین دوازدههی رندگی، کوتهنوشتههایم بیسرا و سراچه نمانند. همین!
محمدرضا بهرامی حصاری، بیست و چهار سال و چند ساعته از تهران!
Entry Filed under: Uncategorized. .
2 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
حاجاقا | May 23, 2008 at 8:15 am
محمد رضا خان بهرامی بیست و 4 ساله و چند روزه! به این سرزمین وبلاگ نویسی خوش آمدی.
امید که به مانند دیگر مینیمال نویسها نباشی که آمدند و رفتند و ما را در خماری گذاشتند.
حاجاقایی قدیمی هستم. از هزاران سال پیش مشغول وبلاگ نویسی که البته چند صباجیست (یکی دو سال!!!) وبلاگمان را تعطیل کرده ایم و عادت داشته ایم به منبر رفتن و طولانی سخن گفتن. این است که از کوته نوشته ها خوشمان می آید. امید که در 72 سال و چند روزگیت نیز زنده و سالم باشم تا بیاییم بهت تبریک بگویم.
تبریک قند پهلو به خاطر تولد هفته گذشته ات و تولد وبلاگت
2. یکصد « کوتهنوشت | August 6, 2008 at 10:15 am
[...] 6, 2008 هر شروعی پایانی دارد و این پست، پایانی است بر پستهای یک و دو [...]